روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا میروم آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم
مرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
کیست آن گوش که او می شنود آوازم
دوست من ار تو این حرفها بعید هست درسته که بیماری و داری از بیمار بودنت رنج می بری اما نباید خدا رو فراموش کنی
من معتقدم از خدا باید سلامتی بخوای اما دلیل بیماری نبودن خدا نیست . توکلت چی شده یعنی اعتقاد به اینکه کسی هست یک ویروس یا میکروب هم حق زندگی داره که اونم خدا بهش داده
چی انتظار داری
میدونم تا ما چیزی رو که طبیعت می خواد بدونیم ، یاد نگیریم این یه مشکل برامون تا آخر میمونه همش تو ذهنمون هست
یکم فکر کن خیال نکن تو تنها بیمار روی زمینی
کسایی که نمیگن دلیل بیمار نبودنشون نیست
منظور درک اون شرایط هست